|
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
چشــــــم وا کن که لبت خوشه انگور شود هر چه ناز است به چشمان تو منظور شود چشـــــــم وا کن که تو را سير ببينم شايد دلم آشفتــــه آن قهــــوه ای شــــور شود آتشيــــــن شو،هوس ميــــوه نوبر کـــردم سرخ کن گونه که شرم از دهنم دور شود سرخ نوشيدی و آب از لب من جاری شد رفت تا روی لبـــت موجی مغــــــرور شود قسمت اين بود بخندی و به کامم بکشی تا دلت صاحـــب يک نيمــــه رنجـــور شود من شدم رود و تو درياچه ای از نور شدی من شدم اشک که آب دهنــت شور شود
دلم امروز گواه است کسی می اید حتم دارم خبری هست گمانم باید... << مژده ای دل که مسیحا نفسی ... >>می اید ماه در دست به دنبال که اینگونه زمین مست می گردد و بک لحظه نمی اساید ؟! باز از جاده بپرسم که چرا می رقصد مست موسیقی گامی شده باشد شاید ..گله کم نیست ولی لب ز سخن خواهم بست اگر ان چهره یه لبخند لبی بگشاید
........................................................................................................................................... غروب پاییز برگهای ریز ریز در انتظار یک عزیز
سالهاست که نشسته ام
اشــک هـایـــم جـــاریــســت ابرها به احــتـرام مــن نمـــی بـــارنــد
آواز غمناک بر زیر لب دارم قناری ها هم به احترام من نمی خوانند
تنها یادگار من از او قاب عکسی از روی زیبای اوست
زمزمه های گـوش مــن صـدای پـاک و بــی ریا اوست
دل تــا ابـد در انـتــظــــار نـگــاه مـســـتــانــه ی اوست
از او شعر مینویسم امــا شــعر ناتوان از وصف اوست
وقتی که او بار سفر بست
دل عاشق خود را از من کند و به خاک پیوست !
آری، تا زنده ام در انتظارم ، انتظاری بی پایان
باز رهان خلق را از سر و از سر كشى اى كه درون دلى چند ز دل، دركشى... نفس شكمخوار را روزه مريم دهى تا سوى بهرام عشق مركب لاغر كشى
باز اى و دل تنگ مرا مونس جان باش وين سوخته را محرم اسرار نهان باش زان باده كه در ميكده عشق فروشند ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش...
پيداست هنوز شقايق نشدي زنداني زندان دقايق نشدي وقتي که مرا از دل خود مي راني يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي پاييز بهاريست که عاشق شده است
واسه موندن دیگه دیره نگو نه.......... منو نمی دیدی و دلت رو به یکی دیگه داده بودی... عمر دوست دارم ها خیلی کوتاه شده ....اما ای کاش واقعی بود نه دروغین
عشقم فدای تو عشقم برای تو ، احساسم برای تو ، زندگی ام برای تو ، من هیچ نمیخواهم! با قلب و احساس من بازی کن ، این قلب سرگرمی تو.... تو شاد باش ، من میسوزم ، تو بی خیال باش ، من میسازم.... در راه عشق تو مثل آتش سوختم و اینک نیز تنها خاکسترم بر جا مانده است.... خاکستری که تنها با باد محبت و عشق تو دوباره شعله ور خواهد شد.... در راه عشق تو چه سختی هایی کشیدم ، چه شکنجه هایی دیدم ،چه غم و غصه هایی چشیدم ، و چه اشکهایی که نگو برای تو ریختم ، غرورم را شکستم و از همه گناههایت گذشتم ، همه اینها فدای آن قلب بی وفای تو.... از آن سو تو از عشق سرد شدی ، از این سو من در عشق تو میسوختم از آن سو تو بیخیال این دل عاشق من بودی ، از این سو من لحظه به لحظه به یاد تو و دلتنگ تو بودم .........
به ديدارم بيا هر شب در اين تنهايي تنها و تاريک خدا مانند دلم تنگ است. بيا اي روشن .... اي روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زير سرپوش سياهي ها دلم تنگ است. بيا بنگر چه غمگين و غريبانه در اين ايوان سرپوشيده وين تالاب مالامال دلي خوش کرده ام با اين پرستوها و ماهي ها و اين نيلوفر آبي و اين تالاب مهتابي. شب افتاده است و من تنها و تاريکم .... و در ايوان من ديريست در خوابند پرستوها و ماهي ها و آن نيلوفر آبي بيا اي مهربان با من ! بيا اي ياد مهتابي !
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس
عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا عشق يعني مهر بي اما اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر عشق يعني دل تپيدن بهردوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي
اگر بهترين دوست نيستي اقلا بهترين دشمنم باش . اگه غمخوارم نيستي اقلا بزرگترين غمم باش . هرچه هستي هميشه بهترين باش چون بهترينها هميشه در ياد خواهند ماند پس در بدترين خاطراتم بهترين باش
اي الهه عشق به خاطر داشته باش که به فراموشي بسپاري
*********************
*****خدایا صدامو که میشنوی... منم عاشق... همون که از عشق می گفت و می نوشت ...همون که در عاشقی خسته نمی شد. اما حالا از دست این زمونه بریدم.از دو رنگی ها خسته شدم...این همه دو رنگی دور وبرم ... خیلی خسته شدم .خدایا منو ببر از اینجا .از اینجا خسته شد
خواستم بگويم دوستت دارم
عشقت را نسيب کسي کن که لايق آن باشه نه تشنه آن چون هر تشنه اي روزي سيراب مي شود* بد ترين شکل دلتنگي آن است که در کنار او باشي و بداني که هرگز به او نخواهي رسيد اگر کسي تو را آنطور که مي خواهي دوست ندارد دليل نمي شود که تو را با تمام وجود دوست ندارد*
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده. براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن. براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير. براي عشق وصال كن ولي فرار نكن. براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن. براي عشق بمير ولي كسي رو نكش. براي عشق خودت باش ولي خوب باش.
|
About![]()
Archives87/08/01 - 87/08/3087/03/01 - 87/03/31 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/07/01 - 86/07/30 86/06/01 - 86/06/31 86/04/01 - 86/04/31 85/11/01 - 85/11/30 85/09/01 - 85/09/30 85/04/01 - 85/04/31 84/11/01 - 84/11/30 Links
عاشقانه دوستت دارم
منو تنها نزار |